جغرافیا علمی برای بهتر زیستن
آموزش و مشاوره سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) 
نويسندگان

به طور کلی واحدهای ژئومورفیک و عناصر توپوگرافیک به صور زیر بریک شهر اثر می گذارند، که با توجه به آنها می توان برای شهرهای موجود و یا درشهرهای آتی اقدام به برنامه ریزی نمود.


- تأثیر در تکوین، پیدایش و به عبارت دقیق تر مکان یابی و جایگزینی شهرها
- اثر گذاری بر توسعه فیزیکی سکونت گاههای شهری و تعیین سمت توسعه آنها
- نقش پردازی در الگوی پراکنش و توزیع فضایی شهرها،حوزه نفوذ و ارتباط نقاط شهری
- تأثیر در مورفولوژی و نقشه (ساخت وبافت شهری)
- متأثر ساختن سازه ها ، تأسیسات و شرایط خدمت رسانی شهری
- اثر نهادن بر فعالیتهای اقتصادی شهر
- کاربرد در شناسایی مراکز فراغتی و استراحتی نواحی پیرامون شهرها

واحدهای ناهمواری و انواع شهر

استقرار و پیدایش یک شهر بیش از هر چیز تابع شرایط محیطی و موقعیت جغرافیایی است.

عمده ترین عناصر موقع طبیعی عبارتنداز: فلاتها، کوهها و تپه ها، چاله ها و دره ها ، دشتهای مسطح ، دشتهای پایکوهی، جلگه ها و سواحل ، ارتفاع و شیب زمین ، رودخانه ها و مسیل ها ، مخروط (افکنه ها، ماسه زارها ، پلایا و کویر، باتلاق، مرداب ، تالاب ، نیزار ، جنگل ، دریاچه ، دریا و امثال آن.
در رابطه با واحدهای اصلی ناهمواری ، نقش آنها در پیدایش و تکوین شهرها، می توان انواع شهر را به

شرح زیر از هم تفکیک نمود.

1- شهرهای کوهستانی
در سطوح کوهستانی به دلیل فقدان زمینهای مستعد کشاورزی ، مناسب تولیدی در زمینه تولیدات زراعی وجود نداشته و یااینکه در حدی نبوده است که بتواند به صورت مازاد تولیدات کشاورزی مبادله شود
اصولاً اینگونه مناطق بیشتر محلی برای پرورش دام به شمار می آیند تا مسکن انسان، از این رو اجتماعات انسانی در این سرزمین ها بسیار کم و پراکنده بوده و در صورت بندی اجتماعی آن عمدتاً جوامع ایلی و کوچ نشینی را شامل می شود.
به طور کلی تیپولوژی شهرهای کوهستانی به صورت متمرکز و لیکن باز می باشد.
بهترین نمونه این حالت را می توان در شهرهای مسجدسلیمان ، میگون و فشم (دره جاجرود ) مشاهد کرد.
سه نوع استفاده رایج و معمولی از سرزمین های مرتفع عقلایی و منطقی به نظر می رسد.

که عبارتند از:
استقرار شهرها یا شهرکهای توریستی، تفرجگاهی، ورزشی ، درمانی و استراحتگاهی
اجرای طرح های مربوط به جنگلداری و جنگلکاری ، ایجاد و یا تثبیت جنگلهای بومی و یا غیربومی و همچنین احیاء جنگلهای از جمله اقدامات مهم و لازم برای مناطق کوهستانی است
اجرای طرح ها و پروژه های مربوط به استفاده مناسب از آنها

2- شهرهای پایکوهی
مناطق پایکوهی عمدتاً شامل زمین هایی می شود که نسبت به توده های کوهستانی مجاور ارتفاع کمتری دارند و با یک شیب نسبتاً ملایم از کوهها فاصله می گیرند . کنیک مخروط افکنه ، باهادا و گلاسی (دشت سر) از عمده ترین عناصر ژئومورفیک پایکوهها است
شهرهای مهم ایران نظیر تهران ، سمنان، کرج ، قزوین ، سبزوار ، و امثال آن برروی دشتهای پایکوهی (عمدتاً ا زنوع مخروط افکنه ) مستقر شده اند.
شهرهای مستقر در دشتهای پایکوهی ، از نظر زمین و فضا مشکلات بسیار کمتری نسبت به شهرهای کوهستانی دارد. گسترش و توسعه فیزیکی این نوع سکونت گاههای معمولاً از یک سمت با مانع برخورد می کند.
اما به هنگام برنامه ریزی و طراحی شهری در این مناطق باید مشکلات و تنگناهای ژئومورفیک آن را هم دقیقاً مورد توجه قرار دهیم.
دومین مساله این نوع سکونتگاههای شهری این است که چون اکثر آنها بر روی مخروط افکنه قرار گرفته اند، لذا آبهای فرو رو در رأس مخروط (آب بارندگی،پسابها و فاضلابهای خانگی و صنعتی و غیره مجدداً در قاعده و پایین دست مخروط بالا آمده و ظهور می کند.
معضل سوم آن که مخروط افکنه ها چون در محل خروج رود از کوه تشکیل می گردند. لذا به هنگام افزایش دبی رود و طغیانی شدن آن در معرض سیلابهای مهیب و خانمان برانداز قرار می گیرند.
3- شهرهای جلگه و دشت
دشت های بزرگ مسطح ،سطـوح پست و هموار و بسیار کم شیبی هستند که به ویژه در مناطق معتدله و مرطوب شرایط مساعدی را از نظر استقرار سکونتگاهها ، طرق ارتباطی و غیره فراهم می آورند.
به طور کلی در دشتها و جلگه های وسیع و پهناور تعداد و تراکم شهرها قابل توجه است.

توزیع فضایی این نوع سکونتگاههای نسبت به مناطق کوهستانی منظم تر و لیکن نسبت به نوع پایکوهی از نظم کمتری برخوردار است.
این شهرها به دلیل عدم محدودیت فضایی و فقدان عوارض طبیعی منحرف کننده، در جهات مختلف گسترش یافته و غالباً بافتی گسسته دارند، یعنی برخلاف شهرهای کوهستانی امکان احداث کوچه ها و خیابانهای عریض در آنها فراهم بوده است. به ویژه قسمتهای جدید این شهرها از امکان فضایی و گذرگاههای مناسبی برخوردارند. گذشته از این زمینهای باز و افتاده نیز در این شهرها نسبتاً زیاد است.این ویژگی امکان رشد افقی شهر را نسبت به رشد عمودی آن بیشتر می کند.دسته اول شهرهای مستقر در سواحل جوان وکوهستانی را شامل می شود. در این نوع سواحل اگر جلگه باریکی وجود داشته باشد، شهر تقریباً ویژگی های شهرهای جلگه ای را کسب می کند. در غیر این صورت شهر بر روی دامنه های های نسبتاً پر شیب کوه بالا می رود و به این ترتیب از خصلتهای شهرهای کوهستانی برخودار می شود.
گروه دوم شهرهای استقرار یافته در سواحل پست و پلاژدار (سواح شنی و ماسه ای ) می باشند. این سواحل معمولاً پیر، پست و کم عمیق بوده و تقریباً به خط مستقیم و بدون پیچ و خم امتداد یافته اند.
۴ – شهرهای دره ای
اکثر دره های ساختمانی یا غیرساختمانی معمولاً بواسطه یک رود و شعب آن اشغال گردیده اند. این شبکه های آبی تحولات ژئومورفولوژیکی دره ها را برعهده داشته و در این رهگذر دشتهای سیلابی بزرگ و کوچکی را در امتداد دره های عریض داشته و در این رهگذر دشتهای سیلابی بزرگ و کوچک را در امتدد دره های عریض گسترانیده اند.

۵ – شهرهای مستقر در فرورفتگی ها
برخی از اشکال ناهمواری مثل دولین و امثال آن به صورت چاله های طبیعی تقریباً بسته خودنمایی می کنند. این فرورفتگی که معمولاً به شکل نعلبکی یا نشستگی (کووت) می باشند بنا به دلایلی از جمله دارا بودن حصار طبیعی و نقش امنیتی از دیرباز به تصرف انسان و زیستگاه وی در آمده اند . شهرهایی مثل شیراز، آنکارا و نظایر آن تقریباً در یک چنین وضعیتی از توپوگرافی تکوین یافته اند.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ خلیل غلام نیا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی کارشناسی ارشد سنجش از دور و سیستم اطلاعاتی جغرافیایی دانشگاه تبریز ورودی93
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed