جغرافیا علمی برای بهتر زیستن
آموزش و مشاوره سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) 
نويسندگان


مقدمه

بشر طی دوران حیات طولانی خود در زیستگاه کره خاک به منظور سازگار نمودن آن با خواسته های خود به دخل و تصرف در آن پرداخته است. این دخل و تصرف از تغییرات کوچک گرفته تا تغییرات بزرگ همگی تلاش برای ایجاد مکان و به عبارتی ایجاد تمایز بین فضای بی هویت، نا امن و سامان نیافته به فضای با هویت، امن و سامان یافته بوده است. بدیهی است که هر تغییری در محیط در واقع در فضای طبیعی بکر را به دنبال دارد. از اینرو محیط مصنوع همواره به نوعی ماهوی متمایز از محیط طبیعی است.

در جریان شکل دادن و تکمیل شهر، انسان تدریجا از محیط طبیعی دور می شود. در شهرهای سنتی گذشته رابطه ای متعادل بین انسان،، طبیعت و محیط مصنوع وجود داشت و تغییرات تحت کنترل انسان بود. به دلیل وسعت اندک شهرها، بستر طبیعی شهر قابل درک بود و شهروندان به سهولت در ارتباط مستقیم با طبیعت اطراف قرار می گرفتند. در آن زمان شهرها بخشی لاینفک از نظم طبیعت را به وجود می آوردند و رابطه فیزیکی و بیولوژیکی آنها تا حدود زیادی توسط فرآیند خود تنظیم کننده طبیعت تضمین می شد. در واقع بین شهر به عنوان یک جزء و طبیعت به عنوان یک کل رابطه ای مطلوب وجود داشت.

اما با بزرگ شدن شهرها و بیگانه شدن آنها با نظم طبیعت این رابطه تا سر حد جدایی کامل تضعیف گردیده است. دیگر انسان خود را در دامن مادر طبیعت نمی بیند و رابطه متقابلی که روزی با وی داشت به رابطه سلطه تبدیل شده است. علاوه بر این حتی خود این گونه وجود و هستی از طریق نفس سلطه انسان بر طبیعت – طبیعتی که در اصل زمینه وجود هستی آدمی را ممکن ساخته است – در معرض تهدید قرار گرفته به نحوی که بحران حاصل از مواجهه و برخورد انسان با طبیعت به یک موضوع نگرانی عام تبدیل شده است.

 تاثیر محیط طبیعی بر شهر و شهر نشینی

 به گفته نصر «امروزه تقریبا هر کسی که در مراکز شهری ... زندگی می کند به طور غریزی فقدان چیزی را در زندگی خود احساس می کند. این احساس مستقیما به خاطر ایجاد محیطی مصنوعی است که تا سر حد امکان طبیعت از آن حذف شده است».

زندگی در شهرهای کوچک و بزرگ تا یکی دو قرن پیش پدیده ای خاص در کنار زندگی متداول روستایی محسوب می شد. 200 سال پیش نسبت جمعیت شهر نشین به جمعیت روستا نشین جهان بسیار اندک بود، به طوری که در کشور آمریکا تنها 6 درصد از جمعیت شهر نشین بودند. در ایران نیز طی یکی دو قرن اخیر هم جمعیت افزایش چشمگیری داشته و هم تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ قابل توجه بوده است. حال آنکه امروزه و در آغاز هزاره سوم میلادی بیشتر جمعیت جهان در شهرهای کوچک و بزرگ زندگی می کنند.

زندگی شهری و خصوصا زندگی در شهرهای بزرگ ویژگی های خاص خود را دارد که آن را از الگوهای گذشته متفاوت می سازد. تغییر محیط فیزیکی و شرایط فیزیکی محیط از مهم ترین این تفاوت ها است. انسان در شهرهای کوچک و روستاها به طور روزمره با طبیعت و چرخه های طبیعی در ارتباط بوده است. باد، آب، خاک، سبزه و گیاه، کوه و دشت همگی جزئی از زندگی روزمره او بوده و روز را با طلوع طبیعی خورشید آغاز و آن را با غروب خورشید به پایان می رسانده است. راه خود را در تاریکی شب بر روی دریاها و در صحراها از روی ستارگان می یافته و تفاوت تابستان و زمستان را چه در گرما و سرمای آن و چه در بلندی و کوتاهی طول روزهای آن به خوبی حس می کرده و زندگی خود را با چرخه های طبیعی انطباق می داده است. وی از زمان طبیعی پیروی می کرد که این زمان ریتمی طبیعی داشته و در آن واحدهای زمانی نیز ضرورتا یکسان نبوده اند، برای مثال روز تابستانی با روز زمستانی متفاوت بوده است.

اما زمان مکانیکی دوران مدرن، زمانی یکنواخت، تکراری و بدون تاثر از طبیعت و چرخه های آن است. همیشه روز کاری در ساعتی معین و رسمی شروع شده و در ساعتی معین و رسمی به اتمام می رسد. دیگر انسان به جای انطباق خود با چرخه های طبیعی به سازگار نمودن محیط برای انجام امور پرداخته است.

کار را همیشه در ساعت معین و رسمی آغاز می کند، اگر تاریک است، روشنایی برق به کمک او می آید، اگر سرد است، وسایل گرم کننده، اگر گرم است سرمای وسایل سرد کننده محیط را برای آسایش او تعدیل می کند. طول روز دیگر کار بیشتر در تابستان و کار کمتر در زمستان را رقم نمی زند. امروزه زندگی مدرن، متمرکز تر و شهری تر و بریده از محیط طبیعی و فرایندهای مربوطه شده است. چنین الگوی زندگی پیامدهای بسیاری را به دنبال دارد که در ادامه به برخی اشاره می شود.

مطالعات زیادی در زمینه نحوه ارتباط انسان با طبیعت و تاثیر محیط طبیعی بر وی صورت پذیرفته است از جمله مطالعات کو و سولیوان نشان می دهد که رابطه بین همسایگان در چنین شرایطی بهتر است. چرا که محیط طبیعی پیرامون خانه بهبود رابطه اجتماعی را سبب گردیده و ساکنین با یکدیگر فرصت آشنایی رودرروی بیشتری پیدا می کنند. همچنین فری (1981) در مطالعات خود دریافت که کسانی که در محل سکونت خود به محوطه سازی و باغبانی می پردازند، زندگی را با کیفیت بالاتری ارزیابی می کنند. به عبارتی میزان وجود فضای طبیعی و همچنین فعالیت در این فضا بر ارزیابی از کیفیت زندگی تاثیر مستقیم می نهد.

مطالعات دیگر نیز نشان می دهد که در مکان های دارای سبزه و گیاه میزان تخریب محیط و یا ایجاد سر و صدا و مزاحمت و همچنین تخریب دیوارها به نحو قابل توجهی کاهش می یابد. مطالعات مکفرسون نشان می دهد که وجود سبزه و گیاه تا حدی از میزان وقوع جرم و جنایت نیز می کاهد.

همچنین حضور طبیعت در فضای زندگی کودکان و امکان تعامل مثبت با فضای طبیعی بر میزان و نوع بازی های کودکان اثر گذار است. این در حالی است که بنا به عقیده پیاژه فعالیت و بازی کودکان بر رشد اجتماعی و میزان خلاقیت آنان تاثیری مثبت و انکار نشدنی دارد. مطالعات تجربی چندی نشان می دهد که بازی هایی که در زمین باز سخت؛ به عبارتی مصنوع و بدون سبزه و گیاه انجام می شود، عموما تنها پیرو قواعد خاص و خشک و غیر خلاقانه است. به عقیده گروهی از محققین رشد و بزرگ شدن کودکان در شهرهای فشرده بدون ارتباط با طبیعت می تواند پیامد های نا مطلوبی را در بر داشته باشد.

حضور طبیعت خصوصا فضای سبز بر احساس امنیت نیز اثر مثبت می گذارد. مطالعات کو، باکایکوا و سولیوان نشان می دهد که ساکنین محلات مسکونی پر درخت احساس امنیت بیشتری کرده و شدت احساس امنیت رابطه همبستگی مستقیم با تراکم سبزه و گیاه دارد، به طوری که میزان احساس امنیت در مکان های پر درخت تر و سر سبز تر بیشتر است.

در مجموع مطالعات انجام یافته ارتباط انسان با محیط طبیعی زمینه مناسبی را برای رفتارهای اجتماعی به هنجار فراهم می سازد و در مقابل محیط های مصنوع و عاری از حضور طبیعت تاثیری منفی به دنبال دارند. به طوری که می توان ادعا داشت که رفتار اجتماعی به شدت تحت تاثیر وجود محیط طبیعی آرامش بخش است. این در حالی است که زندگی در فضاهای بسته مردم را از هم جدا کرده و جامعه های فرد گرا به وجود می آورد. چنانچه همه ما نمونه رفتار دوستانه طی راهپیمایی و فضاهای باز آزاد، سلام و علیک با غریبه ها و غیره را دیده و در مقابل رفتار غیر صمیمی و عجولانه آشنایان با هم در محیط های مصنوع و منفک از طبیعت را نیز شاهد بوده ایم.

 

طبیعت و فضای سبز در برنامهریزی معاصر

 تجربه زندگی در شهرهای چند میلیون نفری، قرار گیری در معرض آلودگی شدید هوا، آلودگی صوتی، آلودگی بصری و غیره برای بشر تجربه ای جدید است. تراکم جمعیت و ازدحام در فضاها نیز در طول حیات بشر بر کره خاکی دیده نشده و این پدیده متداول امروزی تجربه ای نو برای نوع بشر است. هر چند دخل و تصرف در محیط طبیعی و متناسب سازی آن برای سکونت بشر، اقدامی بوده که وی خود بدان اهتمام گمارده، اما این سوال پیش می آید که محیط مصنوع ساخته شده به دست وی تا چه حد با نیازهای روحی – روانی و حتی فیزیکی وی هماهنگ است. این گسست و انقطاع از طبیعت چگونه بر وی اثر گذارده و چرا و چگونه می توان این ارتباط را مجددا برقرار نمود.

در دهه 1920، لوکوربوزیه که فقدان فضای باز قابل دسترسی را در شهرهای اروپا از نزدیک تجربه نموده بود، در طرح شهر ایده آل خود مرسوم به شهر درخشان زندگی در آپارتمان های 60 طبقه و یا ساختمان های متراکم دیگری را پیشنهاد می کند. هدف وی از پیشنهاد این الگوی بی سابقه ساخت و ساز، آزاد سازی زمین برای دسترسی و استفاده شهروندان بوده است، به طوری که پیشنهاد می کند 80 الی 90 درصد زمین به صورت ساخته نشده باقی بماند و تنها بین 10 الی 20 درصد زمین تحت پوشش ساختمانی قرار گیرد. بدین ترتیب علی رغم افزایش تراکم نسبی جمعیت، فضای باز کافی در اختیار شهروندان قرار می گیرد.

در دهه 1930، فرانک لوید رایت به منظور افزایش ارتباط شهر و طبیعت طرح شهر پهندشتی را می دهد. در طرح شهر ایده آل وی هر خانوار در حدود 2 هکتار زمین در اختیار دارد که می تواند در آن به کشاورزی پرداخته و مسکن خود را نیز در همانجا بنا کند. بدین ترتیب ارتباط شهروندان با طبیعت به نحو قابل توجهی افزایش می یابد. طرح شهر پهندشتی با کاهش تراکم جمعیت و تکیه بر حمل و نقل موتوری، فرم شهری گسترده و پراکنده را پیشنهاد می نماید. بدین ترتیب ضمن کاهش قابل توجه تراکم جمعیت، فضای باز کافی در اختیار شهروندان قرار می گیرد.

هر چند طرح های لوکوربوزیه و فرانک لوید رایت به لحاظ تراکم جمعیت پیشنهادی کاملا در مقابل هم هستند، اما هر دو ایده بر تامین فضای باز و ارتباط شهروندان با طبیعت، موضوعی که طی این سال ها در کشورهای توسعه یافته اهمیت خاصی پیدا کرده، تاکید می ورزند.

در دهه 1960 یان مک هاگ به اهمیت همراهی «طراحی همراه با طبیعت» اشاره کرد و در کتابی با همین نام، بر این امر تاکید می کند که توسعه نبایستی در اراضی مسئله دار و حساس نسبت به توسعه و یا مکان هایی که در معرض خطرات طبیعی قرار دارند انجام شود. وی بر احتراز از توسعه در اراضی واقع در دشت های سیلابی، پهنه های پر خطر زلزله و شیب های تند و ناپایدار تاکید می ورزد. بدین ترتیب بر کیفیت طراحی منطبق با شرایط محیطی تاکید خاص صورت می گیرد.

همزمان با چاپ کتاب مک هاگ، کتاب ویلیام وایت «آخرین منظر» که در سال 1968 و همزمان با کتاب طراحی با طبیعت مک هاگ منتشر شد، تلاشی برای حفظ فضاهای باز در شهرهای آمریکایی محسوب می شود. وی در این کتاب تاثیرات و پیامدهای منفی توسعه بدون برنامه را بر شمرده است. از این جمله به از بین رفتن اراضی کشاورزی، فقدان فضای تفریحی – فراغتی برای شهروندان، سیلاب های شهری، آلودگی آب های سطحی و زیر زمینی، آلودگی بصری – زیبا شناسانه، (نا زیبایی طبیعی)، کاهش حس مکان و ارتباط با طبیعت اشاره می کند. وی راه های متعددی جهت مقابله با این پیامد ها مطرح نمود که از آن جمله می توان به منطقه بندی حفاظتی، ایجاد کمربندهای سبز و جاده های خوش منظر و غیره اشاره نمود.

 جایگاه طبیعت در راهبردهای نوین توسعه شهری

 در حال حاضر بحث روز شهر سازی در خصوص ارتباط میان چگونگی توسعه و میزان تراکم مطلوب با اهداف زیست محیطی است. روند کلی جریان فکری امروز شهرهای فشرده را به عنوان یک راهکار عملی به منظور ایجاد توازن زیست محیطی و کاهش پیامدهای منفی توسعه شهری بر محیط زیست مطرح می نماید. از مهمترین راهبردهای نوین توسعه شهری توسعه پایدار شهری است.

توسعه شهری پایدار، اشاره به نحوه توسعه شهرها در تعادل با محیط طبیعی خود دارد، به گونه ای که توسعه شهری با تکیه بر ویژگی های منطقه ای خود بتواند دائمی و پایدار بوده و توازن های زیست محیطی را بر هم نزند، بایستی توجه داشت که توسعه دائمی به مفهوم رشد دائمی نیست و چه بسا برای پایداری کنترل دائمی رشد شهر ضروری باشد.

توسعه پایدار شهری منجر به جنبش های نوین شهرسازی و یا ارائه راهکارهایی شد که پیامد آن ارتباط بیشتر شهروندان با طبیعت می باشد.

جنبش نو سنت گرایی یا نو شهر سازی

این ایده بر مبنای فرم قدیمی و سنتی شهر های استوار است که در آن پیاده روی اساس ارتباطات و دسترسی ها را به وجود آورده است. این الگو پیشنهاد افزایش تراکم، باریک کردن عرض معابر و عقب نشینی کمتر ساختمان ها را داشته و تعدیل بر طرح شهرهای گسترده آمریکایی است. در مقیاس کوچک نیز نو شهر سازی بر کاربری های مختلط پیرامون ایستگاه های حمل و نقل عمومی تاکید دارد تا مشوقی بر استفاده از حمل و نقل عمومی شود.

هر چند بحث بر مطلوبیت فرم های گسترده و فشرده همچنان ادامه دارد، موافقان هر یک از نظریه های فوق دلایل خود را به این گونه مطرح می نمایند.

مزیت های نسبی شهرهای فشرده به شرح زیر می باشد:

· کاهش زمان و هزینه سفرهای درون شهری

· کاهش تولید آلاینده ها

· کاهش میزان آلودگی در سطح معابر و در نتیجه هزینه های کمتر برای سلامت جامعه

مزیت های نسبی شهرهای گسترده و کم تراکم نیز بعضا این گونه مطرح شده اند:

· تراکم و فشردگی شهری، موجبات نا کارآمدی را فراهم می آورد، برای مثال توکیو 5 برابر متراکم تر از سیدنی است، این در حالی است که توکیو تنها 260 مرکز تفریحی فراغتی داشته،‌ اما سیدنی حدود 2000 مرکز تفریحی فراغتی دارد.

با توجه به آنکه کاهش طول سفرهای شهری و وابستگی به اتومبیل علاوه بر کاهش مصرف سوخت موجب کاهش آلاینده ها نیز می گردد می توان نتیجه گرفت که امروزه بهترین فرم شهری تراکم غیر متمرکز است. در چنین فرمی، شهر تک مرکزی به شهر چند مرکزی تبدیل شده و اراضی آسیب پذیر و مناطق بحرانی و مسئله دار از توسعه در امان مانده، ضمن کاهش آسیب های رشد بدون برنامه شهر بر محیط زیست طبیعی، فضای طبیعی قابل استفاده و در دسترس آسان شهروندان نیز فراهم می شود.

جنبش بازسازی محیط زیست شهری  

پدیده ای نسبتا جدید است که در پی بازسازی و احیاء مجدد محیط زیست در شهرهای سراسر دنیاست. هدف این حرکت حفاظت و بازسازی منابع و سیستم های طبیعی است که در معرض توسعه شهری قرار دارند این حرکت که از دهه 1980 آغاز شده بر بسیاری از مشکلات مهم زیست محیطی و موانع سیاسی، فنی، اقتصادی که در راه حفاظت و بازسازی محیط زیست وجود داشته فائق آمده است. گروه های اصلی فعال در این حرکت شامل گروه های اجتماعی، شهرداری ها و سازمان های غیر دولتی هستند. از این میان می توان به نظریه سر ریچارد راجرز و آن پاور تحت عنوان فشرده اما سرسبز اشاره کرد. آنها معتقد هستند که تراکم زیاد در عین تامین فضاهای سبز و کیفی می تواند کیفیت محیطی مطلوب را به شهروندان عرضه دارد.

 جنبش پارک سازی 

یک راه حل اساسی برای کاهش پیامد های زندگی شهری، ایجاد تغییر مناسب محیطی و همچنین ایجاد امکان استفاده از محیط های تغییر یافته است. مهم ترین تغییر محیطی، ایجاد فضاهایی باز و سبز و طبیعی در داخل شهر هاست. چنانچه در گذشته نیز در فرهنگ های سنتی مانند فرهنگ ایرانی و فرهنگ ژاپنی سنت باغ سازی وجود داشته است. نوع بشر به حضور در طبیعت عادت داشته و امروزه نیز با حضور در طبیعت، از آن بهره های فراوانی می برد. از این رو در شهرهای امروزی ایجاد پارک ها برای بهره برداری عموم به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

پارک در واقع طبیعت باز سازی شده و یا به عبارتی طبیعتی مصنوع است. نهضت پارک سازی در غرب از نیمه قرن هجدهم آغاز شد. فقدان فضای باز همگانی یکی از زمینه های اصلی این نهضت بود. در ابتدای امر عمدتا ایجاد منظر طبیعی هدف بود، به طوری که پارک مرکزی نیویورک با دخل و تصرف دقیق در اراضی کشاورزی، منظری شبه طبیعی را به وجود آورده است. مهم ترین استفاده از پارک ها در ابتدای امر، منظر طبیعی آنها بود. پارک قرن نوزدهم یک زمین تفریحی بود. چشم اندازهای زیبا، وسیع و آرام فرصت تمدد اعصاب را در شلوغی فضای شهر فراهم می آورد. اما کارکرد پارک تنها به عنوان یک فضای طبیعی مطرح نبوده و پارک ها به دلیل شرایط آرامی که فراهم می نمودند، بهترین زمینه و فضا برای تبادلات اجتماعی را فراهم می کردند. از اینرو پارک به عنوان مکانی که امکان برقراری ارتباطات اجتماعی بین گروه های مختلف مردم را فراهم می آورد، دیده شد. به طوری که برخی نظریه پردازان آن را مکانی برای جدا کردن طبقه کارگر از محلات مسکونی – قومی خود و ایجاد تبادل اجتماعی در بین اقشار مردم دانسته اند.

علاوه بر این پارک ها همچنین امکان فعالیت های گروهی اعم از فعالیت های تفریحی و ورزشی و هنری را فراهم نموده و مکان ایده آلی برای گذران اوقات فراغت و تبادلات فرهنگی – اجتماعی محسوب می شوند. ایجاد فضاهای بازی برای کودکان نیز در ساماندهی فعالیت ها و تنوع فعالیت در پارک ها موثر بوده و خصوصا در ایران یکی از مهم ترین کارکرد های پارک ها به شمار می روند.

ایجاد زمینه برای انجام فعالیت های متنوع در ساعات و زمان های مختلف به بهره برداری بهینه از امکانات محدود شهر کمک نموده و فرصت و امکان ارتباط با فضای طبیعی را برای شهروندان افزایش می دهد. به عبارتی اگر تعداد و یا سطح پارک های یک شهر ثابت باشد، اما فضاهای متنوع و مناسب برای انواع استفاده های فعال و غیر فعال در آن فراهم باشد، جاذب گروه های متنوع تری از شهروندان برای مدت زمانی بیشتر و با تناوب استفاده بیشتر از فضاهای باز خواهد بود. علاوه بر پارک های سنتی به دو نوع پارک های تخصصی و باغات و باغچه های عمومی در شهرهای امروزی می توان اشاره نمود.

پارک های تخصصی: در شهرهای کنونی توجه خاصی به ایجاد پارک های تخصصی گردیده است. به طوری که باغات گیاه شناسی، باغ وحش ها و آکواریوم ها مورد توجه روز افزون قرار گرفته اند. این نوع پارک ها هم جنبه فراغتی و هم جنبه آموزشی دارند و به عبارتی محیط های فراغتی – آموزشی محسوب می شوند. استقبال از این گونه فضاها توسط شهروندان خود به تنهایی نشان می دهد که رابطه با طبیعت تنها به حضور غیر فعال و بهره مندی از منظر طبیعت محدود نبوده و حضور فعال نیز چه به صورت فعالیت فکری و ذهنی (آموزشی) و چه فعالیت جسمی (ورزشی) مورد استقبال است.

باغات و باغچه های عمومی: باغات و باغچه های خصوصی درون شهر نیز خود یکی دیگر از راه هایی است که شهروندان با طبیعت ارتباط برقرار کرده نیازهای جسمی و روانی خود را رفع می نمایند و برای ادامه زندگی شهری خود را آماده می سازند. متاسفانه همه مردم امکان دسترسی به باغات و باغچه های خصوصی را نداشته و از اینرو در برخی شهرهای جهان، باغچه های عمومی برای ساکنین آپارتمان ها در نظر گرفته شده است که امکان اجاره آن به قیمت های بسیار اندک و کاشت گیاهان در آن برای شهروندان وجود دارد.

مطالعاتی که بر روی تاثیر این باغچه های عمومی بر روحیه و رفتار شهروندان در یک منطقه مرکزی شهر نیویورک انجام شد، نشان داد که کشاورزی و کاشت گیاهان و نگهداری از درختان موجب ایجاد حس غرور و ارتقای عزت نفس گردیده و همچنین از میزان تخریب محیط چه در فضاهای عمومی و بیرونی و چه در فضاهای خصوصی مجموعه های مسکونی کاسته است.

فعالیت در باغات و باغچه های عمومی بر روابط اجتماعی نیز تاثیرات مثبت قابل توجهی دارد. به طوری که در یک مطالعه دیگر مشخص گردید که ساکنینی که امکان دسترسی به باغات عمومی را داشته اند، ارزیابی مثبت تری از همسایه های خود داشته، آنها را بیشتر دوست خود دانسته و از حس اجتماعی قوی تری برخوردار بوده اند. این باغات با فراهم کردن امکان همکاری اهالی با هم و تامین مکانی مناسب برای دیدار و فعالیت، زمینه های انسجام اجتماعی بیشتر را فراهم نموده اند.

به عقیده کاپلان ها، باغات به این دلیل مفید هستند که علاوه بر زیبایی طبیعی و فراهم نمودن مواد غذایی، زمین هایی را برای تجربه های باز سازنده فراهم کرده و امکان تمدد اعصاب و رفع خستگی ذهنی ناشی از زندگی روزمره را فراهم می کنند. فرصت و امکان حضور در فضای باز، انجام کار بدنی، مشاهده رشد گیاهان و کسب تجربه هایی متفاوت از زندگی روزمره همان اثرات و فوایدی را در بر دارد که در تجربه گذران اوقات فراغت در طبیعت وجود دارد.

پیشنهاد هایی جهت افزایش امکان ارتباط شهروندان با طبیعت

ایجاد شبکه پیوسته پارک ها جهت ایجاد مسیرهای پیاده و دوچرخه 

تاکید بر تمرکز خدمات مورد نیاز ناحیه ای و ایجاد شبکه های پیاده و دوچرخه در سطح محله/ ناحیه شهری راهبردی است.

برای پاسخگویی به نیازهای شهروندان و ایجاد فرصت برای ارتباط با طبیعت و لذت بردن از طبیعت محوطه های طبیعی و نیمه طبیعی درون شهری شامل دره های طبیعی، جنگل های مصنوعی، پارک ها و فضاهای سبز امکان ایجاد شبکه پیوسته پارک ها را فراهم می آورد.

هر چند وجود پارک ها خود فرصتی مغتنم برای شهروندان فراهم می آورد تا از مواهب طبیعت در درون شهر استفاده کنند، اما فقدان ارتباط بین این فضاها از طریق معابر و مسیرهای اختصاصی پیاده و دوچرخه، از میزان دسترسی شهروندان و میزان بهره وری آنها کاسته است. ارتباط بین فضاهای باز و گشایش های طبیعی و نیمه طبیعی درون شهری، تنوع فضایی بیشتری به تجربه استفاده کننده داده و آن را تجربه ای لذت بخش تر می نماید.

در ایران نیز می توان با حفظ دره هایی چون فرحزاد، دارآباد و مانند آن در شهری چون تهران فضای طبیعی را در دسترس سریع شهروندان قرار داد. از سوی دیگر فشردگی در هسته های چند منظوره مانند حوزه های شهری که در طرح ساماندهی شهر تهران مطرح شده نیز در کاهش سفرهای غیر ضروری و کاهش انواع آلاینده ها می تواند موثر باشد.

¨حفظ و احیای مسیرهای عرفی

در شرایط زندگی شهری کنونی تامین دسترسی به طبیعت یکی از مهم ترین راهکارها برای ایجاد فرصت هایی برای ارتباط شهروندان با طبیعت است. امکان تامین این دسترسی در محدوده شهری با توجه به فشردگی شهرهای امروز و فقدان فضای باز بسیار محدود شده است. در بسیاری از مواقع علی رغم وجود فضای طبیعی مناسب در خارج از شهرها امکان دسترسی و بهره برداری و استفاده از این فضاها برای عموم شهروندان وجود ندارد. نمونه بارز این امر میزان دسترسی به سواحل شمالی کشور است. به طوری که این لبه طبیعی بسیار طولانی در شمال کشور غیر قابل دسترسی برای عموم شهروندان ایرانی است.

تجربه کشورهای دیگر برای حفظ و تامین دسترسی به طبیعت قابل تامل و بررسی است. از این میان می توان به تجربه کشور انگلیس توجه نمود و حتی الامکان از آن در شرایط عام ایران و شرایط خاص تهران بهره جست. در حال حاضر در انگلیس بیش از 000/120 مایل معادل 000/200 کیلومتر دسترسی به صورت مسیرهای ویژه پیاده، مسیرهای مالرو پیاده و دوچرخه و مسیرهای آزاد وجود دارد که دسترسی عموم مردم به طبیعت را علی رغم وجود املاک خصوصی تامین می نماید. این دسترسی ها با توجه به سابقه تاریخی وجود مسیر و دسترسی عمومی و با تکیه بر قانون پارک های عمومی و دسترسی به طبیعت مصوب سال 1949 انجام شده است.

قانون دسترسی 1949 در انگلیس به منظور تامین حق گردش عموم مردم در فضاهای طبیعی و باز خارج شهرها تصویب شد. هر چند ضرورت حفظ و تامین دسترسی به فضای باز بیرون شهرها همواره حس می شد؛ اما با توسعه زندگی شهری در انگلستان و عمومیت یافتن شرایط زندگی شهری یعنی فقدان دسترسی به طبیعت، ضرورت این امر بیش از پیش احساس گردید. مبارزه برای تامین دسترسی به فضای باز خارج از شهرها از نیمه قرن نوزدهم آغاز شد و یک قرن ادامه یافت تا آن که نهایتا در سال 1949 با تصویب این قانون حقوق شهروندان برای دسترسی به اراضی باز که از منابع طبیعی محسوب می شود، تضمین شد. بدین ترتیب راه هایی که به صورت عرفی و سنتی دسترسی عموم مردم را به نقاط مختلف تامین می نمود و در اثر توسعه مالکیت ها و یا تمایل مالکین به محصور کردن املاک خویش از بین رفته و یا پیوستگی خود را از دست داده بودند، مجددا احیا گردید.

اقدامات فرهنگی ضربتی که در نیل به هدف حفظ و تامین دسترسی به فضای باز و طبیعی بیرون شهر به عنوان یک سیاست کمک خواهد نمود عبارتند از:

1. تشکیل گروه های راهپیمایی در طبیعت، انجام مسابقات و تبلیغات فرهنگی؛

2. راه اندازی تورهای متعدد طبیعت گردی به اشکال مختلف از تور کامل تا سرویس های منظم رفت و برگشت؛

3. شناسایی مسیرهای تاریخی راهپیمایی و تبلیغ و ترویج استفاده مجدد از آنها؛

4. شناسایی تهدیدهای موردی برای مسیرهای راهپیمایی (احداث شهرک ها، محصور کردن محوطه های خصوصی، دولتی و نظامی).

یکی از طرح های موثر حفظ ارتفاعات شهر است. پیشنهاد های اولیه ارائه شده بر ایجاد یک مسیر پیوسته راهپیمایی تکیه دارد. حفظ و تامین دسترسی از نقاط متعدد شهر به این مسیر و همچنین تامین امکانات و خدمات رفاهی مورد نیاز در طول آن از جمله دیگر پیشنهاد های اولیه مورد نظر بوده است.

 

مدیریت زمانی استفاده از فضاهای سبز اماکن عمومی شهر

 

بسیاری از فضاهای باز و سبز درون شهری در اختیار و دسترس شهروندان نیست. از جمله چنین فضاهایی بایستی به دو دسته اصلی اشاره نمود؛ یکی باغات خصوصی هستند که حتی در صورت حفظ و نگهداری از آنها، شهروندان صرفا از مواهب اکولوژیک آنها در تصفیه هوای شهر بهره مند می شوند و امکان بهره وری از فضای باز آن را ندارند؛ دیگری فضاهای باز و عموما محوطه سازی شده آراسته و زیبای ادارات و سازمان های دولتی است. محدودیت امکانات، شمار روز افزون جمعیت، کاهش سطح زیر بنای مسکونی و کاهش امکان دسترسی شهروندان به فضاهای سبز خصوصی موجب شده که وجود فضاهای باز و سبز دولتی و در عین حال عدم امکان بهره وری از این فضاها توسط شهروندان به یک سوال اساسی تبدیل گردد. این سوال زمانی جدی تر مطرح می گردد که به الگوی زمانی فعالیت های اداری و تفریحی در سطح شهر توجه کنیم.

عموم فعالیت های اداری و حتی آموزشی در ساعات اداری و طی روز انجام می شود، در حالی که فعالیت های تفریحی و اوقات فراغت مردم عموما پس از ساعت اداری و آموزشی است. شدت گرمای هوا نیز این الگو را تشویق نموده، به طوری که اوقات فراغت خانواده ها عموما از بعدازظهر آغاز شده و به راحتی تا نیمه های شب ادامه می یابد. برخی از افراد و خصوصا ورزشکاران نیز اوقات صبح و قبل از شروع فعالیت روزانه برای ورزش و یا صرفا استفاده از هوای پاکیزه به فضاهای باز درون شهری و پارک ها رو می آورند. با این همه اوج فعالیت و تراکم جمعیت در پارک ها شب ها است. در حال حاضر محیط و فضای دانشگاه ها و مدارس و همچنین ادارات دولتی، همگی پس از تعطیل فعالیت روزانه بر روی شهروندان بسته شده و شهروندان عملا از یکی از بهترین فرصت های تفریح و مکان های فعالیتی محروم می گردند. هر چند این امر اساسا به دو دلیل حفظ و نگهداری محوطه و همچنین امنیت ساختمان ها و اموال آنها صورت می پذیرد اما عملا در شرایط حاد و پر فشار زندگی شهری و با اجرای سیاست های کوچک سازی، مسکن تنها به یک سلول تحت عنوان سر پناه تبدیل شده و نبایستی این فرصت ارزشمند موجود در شهر را از دست داد و از آنها استفاده نکرد.

در هر صورت نبایستی فراموش نمود که اموال و املاک دولتی در واقع به همه شهروندان تعلق داشته و بایستی به بهترین نحو از آن بهره برداری کرد، در صورتی که بتوان امنیت اموال و ساختمان های دولتی را تامین نمود، استفاده از فضاهای باز مربوطه گامی در جهت بهره برداری بهینه از منابع محسوب می شود. برای این امر مکانیزم های مختلف بایستی مورد بررسی قرار گیرد و با راهکار اجرایی مناسب، ایده کلی به مرحله عمل درآید.

 

[ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ خلیل غلام نیا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی کارشناسی ارشد سنجش از دور و سیستم اطلاعاتی جغرافیایی دانشگاه تبریز ورودی93
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed