جغرافیا علمی برای بهتر زیستن
آموزش و مشاوره سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) 
نويسندگان

        A - B - C - D - E

تعریف و شرح اصطلاح

معنی فارسی

لغت یا اصطلاح

میزانی از توانایی یک ماده برای جذب انرژی فرودی

ضریب جذب

Absorptance

فرایندی که طی آن انرژی تابشی جذب شده و به صورتهای دیگر انرژی تبدیل می شود.

جذب

Absorption

1- میزان موفقیت در برآورد ارزش حقیقی

2- میزان نزدیکی برآورد یک مشخصه به ارزش حقیقی مشخصه در جمعیت

صحت

Accuracy

اشاره به رادار دارد.

میکرو موج

Active microwave

سیستم سنجش از دوری که تابش الکترومغناطیسی را خود گسیل می کند. مانند رادار

سیستم فعال

Active system

1- نسبت میزان تابش الکترومغناطیسی بازتابی از یک جسم به میزان تابش فرودی بر آن

2- بازتابندگی یک جسم نسبت به بازتابندگی یک سطح کاملا پراکننده که با فاصله یکسان از خورشید و عمود بر تابش فرودی قرار دارند.

بازتابندگی نسبی

Albedo

1- روش گام به گام معینی برای رسیدن به نتیجه ای معین

2- روشی کامپیوتری برای حل یک مسئله

الگوریتم

Algorithm

صورتی از ثبت داده ها که بر اساس اصل اندازه گیری پیوسته به جای شمارش گسسته عمل می کند. به آن مانسته نیز می گویند.

آنالوگ

Analogue

دستگاهی برای دستکاری و نمایش تصاویر پیوسته

تصویرپرداز آنالوگ

Analogue image processor

زاویه بین صفحه افقی گذرنده از سنجنده و خط واصل سنجنده و هدف

زاویه نزول

Angle of Depression

1- زاویه بین راستای تابش الکترومغناطیسی فرود آینده و عمود بر سطحی که تابش با آن برخورد می کند.

2- زاویه بین قائم مکان و خط واصل سنجنده و هدف

زاویه فرود

Angle of incidence

زاویه ای که تابش الکترومغناطیسی بازتابی با عمود بر سطح می سازد.

زاویه بازتاب

Angle of reflection

وسیله ای که تابش الکترومغناطیسی را از یک فرستنده تابش کننده ویا از سایر منابع  دریافت می کند.

آنتن

Antenna

گستره های طول موجی که در آن تابش الکترومغناطیسی می تواند با تضعیف نسبتا کم از جو عبور کند.

روزنه های جوی

Atmospheric windows

فرایندی که در طی آن از شدت باریکه انرژی با افزایش فاصله از منبع انرژی کاهش می یابد.

تضعیف

Attenuation

جهت گیری زاویه یک سنجنده نسبت به یک سیستم مرجع جغرافیایی

حالت

Attitude

Advanced Very High Resolution Radiometer

تابشسنج پیشرفته با توان تفکیک بسیار بالا

AVHRR

جهت گیری جغرافیایی یک خط که به صورت زاویه ای که در جهت ساعتگرد اندازه گیری می شود تعیین می گردد.

سمت

Azimuth

پراکنده شدن انرژی تابشی به سمت منبع آن

پس پراکندگی

Backscatter

یک فیلتر یا صافی موجی که باند تراگسیل یا عبور آن بین فرکانسهای قطع بالا و پائین است.

فیلتر باندگذر

Band pass filter

تپ یا پالس کانونی شده انرژی

باریکه

Beam

یک تکنیک نمونه برداری دوباره که برای تصحیح هندسی تصویرها بکار می رود.

درونیابی دو خطی

Bilinear interpolation

یک رقم دودویی (0 یا 1)

بیت

Bit

یک گروه 8 بیتی از داده های رقومی

بایت

Bite

یک گسیلنده ایده آل که انرزی را با ماکسیمم آهنگ ممکن به ازای واحد سطح در هر طول موج برای یک دمای معین از خود تابش می کند. جسم سیاه همچنین تمام انرژی تابشی فرودی بر خود را جذب می کند.

جسم سیاه

Blackbody

تابش الکترومغناطیسیگسیل شده از یک جسم سیاه ایده آل، این تابش ماکسیمم مقدار نظری انرژی تابشی در همه طول موجهایی است که می توان از جسمی در دمایی معین گسیل شود.

تابش جسم سیاه

Blackbody radiation

Bits Per Inch

بیت دراینچ

BPI

استنباطی بصری که بر طبق آن چنین نمودار می شود که سطحی نور را کم یا زیاد از خود گسیل می کند.

روشنایی

Brightness

1- دمای جسم سیاهی که همان مقدار انرژی را به ازای واحد سطح گسیل می کند که جسم مورد مشاهده از خود گسیل می کند.

2- دمای ظاهری جسم غیر سیاهی که از طریق اندازه گیری با تابش سنج تعیین می شود.

دمای روشنایی

Brightness temperature

مساحی برای تعیین حدود مالکیت زمین که به آن مساحت کاداستری هم می گویند.

مساحی زمینها و املاک

Cadastral survey

مشخصه قابل تعریفی که مورد علاقه پژوهشگر است

رده

Category

تصاویری که از مقایسه نوری یا رقومی دو تصویر که در زمانهای مختلف بدست آمده اند، تهیه می شوند.

تصاویر آشکارسازی تغییر

Change image detection

نموداری که ارتباط بین لگاریتم نوردهی و لگاریتم تاری عکس را نشان می دهد.

منحنی مشخصه

Characteristic curve

فرایند اختصاص دادن ناحیه های تصویر (یعنی جزءهای تصویری یا پیکسلها) به رده ها، که عموما بر اساس مشخصه های بازتابندگی یا پس پراکندگی انجام می گیرد.

طبقه بندی

Classification

ماهواره شناسایی ایالات متحده آمریکا که به آن ماهواره کلوز لوک هم گفته می شود.

ماهواره دید نزدیک

Close look satellite

تجزیه و تحلیل یکسری از جزء های تصویری برای آشکار سازی تمایل ذاتی آنها به تشکیل خوشه هایی در فضای اندازه گیری چند بعدی

خوشه کردن

Clustering

تابش الکترومغناطیسی همفاز

تابش همدوس

Coherent radiation

داده های ثانویه مربوط به یک ناحیه مورد مطالعه

داده های جانبی

Collateral data

تصویری رنگی که با نسبت دادن یک رنگ به هر یک از تصویرهای متعدد یک منظره و بر هم نهی اپتیکی یا رقومی نتیجه، تولید می شود.

ترکیب رنگی

Color composite

اختلاف در مقدار یا تن بین سایه و روشنیها در یک تصویر

تباین

Contrast

افزایش دادن تباین تصاویر با بسط دادن گستره اولیه مقادیر یا تنها به منظور استفاده از کل گستره تباین فیلم ثبت کننده یا وسیله نمایش

بسط تباین

Contrast stretching

فیلتر کردن رقومی تصویر

پیچش

Convolution

تکنیک نمونه برداری مجدد که برای تصحیح هندسی تصویرها به کار می رود.

پیچش مکعبی

Cubic convolution

وسیله نمایش مکانف نظیر یک عدسی با دو خط باریک متقاطع ر مرکز آن، در دستگاه رقومی کننده یا واحد نمایش بصری که به آن کرسر نیز می گویند.

مکان نما

Cursor

وسایل و محیطهایی که متغیرهای فیزیکی را اندازه گیری و ثبت می کند.

سیستم حصول داده ها

Data acquisition system

بکارگیری روشهای مکانیکی، الکتریکی و یا محاسباتی برای تبدیل داده ها از صورتی به صورت دیگر که به آن داده پردازی می گویند.

پردازش داده ها

Data processing

Data Collection Service

سروِیس جمع آوری
 داده ها

DCS

اندازه ای از میزان سیاهی یک فیلم عکاسی، صفحه یا کاغذ نوردهی شده، پس از فرایند ظهور.

تاری

Density

فرایند تبدیل شماره های رقومی یا تن خاکستری یک تصویر به یک سری از فاصله ها، برشها، که هر یک منتاظر با یک شماره رقومی یا گستره تنی خاص است.

تفکیک تاری

Density slicing

وسیله ای که در تناسب مستقیم با تابش فرودی بر آن جریان الکتریکی تولید می کند.

آشکار ساز

Detector

نوعی بازتاب که از یک سطح نسبتا نا هموار حاصل می شود و در آن پرتوهای بازتابی در همه جهتها پراکنده می شوند که به آن بازتاب پخشی نیز می گویند.

بازتاب پخشیده

Diffuse reflection

هرسطحی که پرتوهای فرودی را در جهتهای متعدد باز می تاباند.

بازتابگر پخشنده

Diffuse reflector

داده هایی که در نماد دودویی نمایش داده شده، ثبت و یا ذخیره می گردند.

داده های رقومی

Digital data

فیلتر کردن تصویر برای هموار کردن، بارزسازی بافتی داده های تصویری رقومی

فیلتر کردن رقومی تصویر

Digital image filtering

دستگاهی برای دستکاری تصاویر گسسته که به آن پردازشگر تصویر رقومی نیز می گویند.

تصویرپرداز رقومی

Digital image processor

عدد صحیحی که به هر نقطه بر روی تصویر گسسته سنجش از دور نسبت داده می شود.

شماره رقومی

Digital number

فرایند تبدیل چیزی از فرمت یا حالت پیوسته به گسسته

رقومی کردن

Digitization

وسیله بروندادی که نمودار بصری از مجموعه ای از داده ها را ایجاد می کند.

نمایش

Display

Digital Number

شماره رقومی

DN

مرز یا محدوده یک شی در تصویر

لبه

Edge

استفاده از تکنیکها یا فنون تحلیلی برای تاکید کردن بر تحول فضائی تن تصویر

بارزسازی لبه

Edge enhancement

انرژی انتشار یافته از طریق فضا یا محیطهای مادی به صورت برهم کنشس پیشرونده بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی

تابش الکترومغناطیسی

Electromagnetic radiation

آرایه منظم تابش الکترومغناطیسی که از موجهای کیهانی کوتاه تا موجهای رادیویی بلند گستردگی دارد.

طیف الکترومغناطیسی

Electromagnetic spectrum

وسیله ای عکاسی که برای کاهش تباین تصویر از آن استفاده می شود.

داجر الکترونیکی

Electronic dodger

کوچکترین شی مورد نظر تعریف پذیر در مساحی و نقشه برداری

عنصر

Element

European Space Agency

سازمان فضایی اروپا

ESA

                             F - G - H - I - J - K

تعریف و شرح اصطلاح

معنی فارسی

لغت یااصطلاح

استفاده از یک رنگ غیر معمول برای نمایش دادن رنگی یک عارضه. به آن فالس کالر نیز می گویند.

کاذب رنگ

False color

زاویه فضایی که دستگاهی نوری تحت آن زاویه نسبت به تابش حساس است.

میدان دید

Field of view

هر ماده که با جذب یا بارتاب، بطور انتخابی تابش عبور از یک سیستم اپتیکی را تغییر می دهد به آن صافی گفته می شود.

فیلتر

Filter

1- حذف کردن بعضی فرکانسها یا فراوانیهای طیفی یا فضایی به منظور بارزسازی عوارض در بقیه تصویر

2- حذف کردن طول موجی معین از باریکه ای از تابش الکترومغناطیس

فیلتر کردن

Filtering

خط ترسیم شده بر روی نقشه یا نمودار برای نشان دادن ردی که هواپیما یا ماهواره بر فراز آن در پرواز بوده است. به آن رد زمینی یا خط اثر زمینی نیز می گویند.

خط پرواز

Flight line

فاصله ای بر روی محور اپتیکی یک دوربین از مرکز اپتیکی عدسی تا نقطه ای که در آن نور تابیده از یک شی دوردست کانونی می شود.

فاصله کانونی

Focal length

نقطه ای که در آن پرتو های تابیده از یک منبع نقطه ای نور پس از عبور از عدسی دوربین به هم رسیده و همدیگر را قطع می کنند به فوکوس معروف است. 

کانون

Focus

مفهوم اپتیکی یا رقومی تبدیل کردن یک تصویر از حوزه فضایی به حوزه فرکانس یا فروانی.

تبدیلهای فوریه

Fourier transform

Field of view

میدان دید

FOV

تعداد طول موجهایی که در واحد زمان از یک نقطه عبور می کنند.

فرکانس

Frequency

افزایش توان سیگنال در طی انتقال از یک نقطه به نقطه دیگر

بهره

Gain

اندازه ای عددی از محدوده ای که در آن فیلم منفی یا نگاتیو عکاسی ظاهر می شود.

گاما

Gamma

مرجع بندی جغرافیایی اقلام داده ها که به آن ژئوکدینگ نیز می شود.

کدگذاری زمینی

Geocoding

تنظیمهای انجام شده در داده های تصویری برای تغییر دادن مشخصه هندسی آن.

تبدیلهای هندسی

Geometrical transformations

Geographic Information System

سیستم اطلاعات جغرافیایی

GIS

تجهیزاتی برای ثبت و انتقال داده ها از سنجنده مستقر در ماهواره

ایستگاه گیرنده زمینی

Grand receiving station

یک سطح تاباننده که تابش آن اساسا در یک دمای معین همان توزیع طیف انرژی جسم سیاه در دمای مورد نظر را دارد. اما توان گسیلی آن کمتر است.

جسم خاکستری

Grey body

نواری تکفام یا مونوکرومیک از سایه ها که از سفید تا سیاه با سایه های حد میانی خاکستری گستردگی دارد.

مقیاس خاکستری

Grey scale

یک عارضه جغرافیایی با موقعیت شناخته شده که بر روی تصویرها قابل تشخیص است و از آن در طی تصحیح هندسی می توان استفاده نمود.

نقطه کنترل زمینی

Ground control point

داده های پشتیبان گردآوری شده در روی زمین و اطلاعات استخراج شده از آنها که در تفسیر تصویرهای سنجش از دور از آنها کمک گرفته می شود.

داده های زمینی

Ground data

تصویر قائم مسیر پرواز عملی یک ماشین پرنده هوایی یا فضایی بر روی سطح زمین. به آن خط اثر زمینی نیز می گویند.

رد زمینی

 

Ground direction

فاصله بین رد زمینی یک دستگاه سنجنده تا یک شی معین. به آن برد زمینی نیز می گویند.

گستره زمینی

Ground range

یک فیلتر مکانی که فراوانیها یا فرکانسهای مکانی بالا را بارزتر می کند و در نتیجه وضوح تصویر بیشتر می شود که به آن صافی بالا گذرنیز می گویند.

فیلتر بالا گذر

High pass Filter

نمایش ترسیمی یا گرافیکی مجموعه ای از داده های که فراوانی وقوع (روی محور قائم) مقدارهای منفرد (روی محور افقی) را نشان می دهد، به هیستوگرام معروف است.

نمودار ستونی

 

Histogram

اصطلاحی خاص برای منطقه ای از تصویر که بازتابش آینه ای تابش خورشید را ثبت کرده است.

نقطه داغ

Hot spot

نسبتی از یک رنگ با درخشندگی معین که به موجب آن از رنگ خاکستری با همان درخشندگی تفاوت می کند، و امکان رده بندی آن به رنگهای سرخ، زرد، سبز، آبی یا سایه های حد میانی این رنگها را می دهد.

چرده

Hue

شدت نوری که به واحد سطح برخورد می کند. به آن برتابندگی نیز می گویند.

روشنایی

Illumination

نمایشی از یک شئ به وسیله چیز دیگر. معمولا به نمایشی از یک پدیده با وسیله ای اپتیکی، الکترو اپتیکی، اپتیکی مکانیکی یا الکترونیکی اطلاق می شود.

تصویر

Image

هر عملیاتی که ارزش یک تصویر را برای کاربردی خاص بالا می برد.

بارزسازی تصویر 

Image enhancement

نظم و جایگزیدگی مشخصه ای تنها یا بافتها. به آن نقش تصویر نیز می گویند.

الگوی تصویر

Image pattern

عملیات مختلفی که می توان بر روی داده های تصویری انجام داد. به آن تصویرپردازی نیز می گویند.

پردازش تصویر 

Image processing

فرایندی که طی آن یک تصویر تنزل یافته به شرایط اولیه خودش بازگردانده می شود.

بازیافت تصویر

Image restoration

پرتوی که به یک سطح اصابت می کند.

پرتو فرودی

Incident ray

بخشی از طیف الکترومغناطیس که بین انتهای سرخ طیف مرئی و تابش میکرو موج قرار دارد. در سنجش از دور، طول موجهای فروسرخ غالبا به طول موجهای فروسرخ نزدیک (7/0 تا 3/1 میکرو متر)، فروسرخ میانی (3/1 تا 3 میکرومتر) و فرو سرخ گرمایی( 3تا 14 میکرو متر) تقسیم می شوند که به آن مادون قرمز گفته می شود.

فروسرخ

Infrared

میدان دید یک اشکار ساز در یک لحظه

میدان دید لحظه ای

Instantaneous field of view

نوعی روش پردازش داده ها که در آن اپراتور نتیجه های اولیه را مرور می کند و می تواند متناسب با انها تکنیکهای پردازش تصویر را تغییر دهد.

پردازش تصویر انفعالی

Interactive Image Processing

InfraRed

فروسرخ

IR

اندازه از تابش الکترومغناطیسیفرودی بر یک سطح در واحد توان. پرتو افکنی نیز گفته می شود.

تابیدگی

Irradiance

اصابت تابش الکترومغناطیسی بر یک سطح. تابیدگی را نیز ببیند.

پرتوافکنی

Irradiation

آرایه ای از جزءهای تصویری که برای فیلتر نمودن تصویر رقومی از آن استفاده شود را کرنل می گویند.

هسته

Kernel

Leaf Area Index

شاخص مساحت برگ

LAI

سطح پوشاننده زمین به آن پوشش زمین نیز می گویند.

پوشش زمین

Land cover

استفاده از زمین. به آن کاربری اراضی نیز گفته شده که اغلب با پوشش زمینی اشتباه می شود.

کاربری زمین

Land use

جابجایی راس یک عارضه مرتفع نسبت به قاعده آن در تصاویر رادار پهلونگر

ایجاد وقفه

Layover

تابش مرئی با طول موجهای بین 4/. تا 7/. میکرو متر

نور

Light

سنجنده ای که در اثر اسکن کردن، تصویر نواری پیوسته ای تولید می کند. به آن اسکنر خطی نیز می گویند.

اسکن کننده خطی

Linescanner

آرایه ای از جزءهای تصویری که برای فیلتر نمودن تصویر رقومی از آن استفاده شود را کرنل می گویند.

هسته

Kernel

                                     L - M - N - O - P

تعریف و شرح اصطلاح

معنی فارسی

لغت یااصطلاح

Leaf Area Index

شاخص مساحت برگ

LAI

سطح پوشاننده زمین به آن پوشش زمین نیز می گویند.

پوشش زمین

Land cover

استفاده از زمین. به آن کاربری اراضی نیز گفته شده که اغلب با پوشش زمینی اشتباه می شود.

کاربری زمین

Land use

جابجایی راس یک عارضه مرتفع نسبت به قاعده آن در تصاویر رادار پهلونگر

ایجاد وقفه

Layover

تابش مرئی با طول موجهای بین 4/. تا 7/. میکرو متر

نور

Light

سنجنده ای که در اثر اسکن کردن، تصویر نواری پیوسته ای تولید می کند. به آن اسکنر خطی نیز می گویند.

اسکن کننده خطی

Linescanner

فیلتر مکانی که فراوانیها یا فرکانسهای مکانی کم را بارزتر می کند و در نتیجه تصویر همواری به دست می دهد.

فیلتر پائین گذر

Low pass filter

Multiband Camera

دوربین چندباندی

MbC

بخشی از طیف الکترومغناطیس که بین انتهای گرمایی طیف فروسرخ و موجهای رادیویی قرار دارد.

میکروموج

Microwave

اجتماعی از تصاویر های همپوشانی کننده که لبه ای آنها به منظور ایجاد نمایش پیوسته ای از بخش سطح زمین با یکدیگر جفت شده اند.

موزائیک

Mosaic

Multispectral Spectrum System

سیستم اسکن کننده چند طیفی

MSS

دوربینی که ناحیه های مختلفی از یک فیلم یا چند فیلم را از طریق دو یا چند عدسی مجهز به فیلترهای مختلف عکسبرداری می کند.

دوربین چند باندی

Multiband camera

سنجش از دور در دو یا چند باند طیفی

چند طیفی

Multispectral

نقطه ای بر روی زمین که دقیقادر زیر مرکز پرسپکتیو سنجنده قرار داشته به نقطه ندیر معروف است.

سمت القدم

Nadir

بخشی از تصویر رادار پهلونگر که از همه به خط پرواز هواپیما نزدیکتر است به آن گستره ندیر یا برد سمت القدم یا برد ندیر نیز می گویند.

گستره سمت القدم

Nadir range

National Aeronautics and Space Administration

سازمان ملی فضانوردی و فضا -ناسا

NASA

تکنیک یا روش نمونه برداری دوباره که برای تصحیح هندسی تصویر ها به کار گرفته میشود.

نزدیکترین همسایه

Nearest neighbor

Near InfraRed

فروسرخ نزدیک

NIR

National Oceanic and Atmospheric Administration

سازمان ملی جو و اقیانوس ایالتهای متحده آمریکا (نوا)

NOAA

به اثرهای تصادفی یا منظم در داده های که کیفیت آنها را تنزل می دهد، نویز اتلاق می گردد.

نوفه

Noise

مسیر گردش ماهواره یا قمر، یا هر جسم دیگر به دور یک جسم تحت تاثیر نیروی گرانش.

مدار

Orbit

یک ورقه نورگذران برای نمایش یا ارائه اطلاعاتی که در نقشه ها یا تصویرها نشان داده شده است.

اورلی

Overlay

1- انطباق و بر هم افتادن بخش یا تمامی یک مجموعه از جمله مجموعه ای از داده ها بر مجموعه ای دیگر از همان نوع

2- سطح مشترک دو تصویر متوالی در طول یک خط پرواز

همپوشانی

Overlay

بخش متحرک یک سکو که می توان از آن برای نگه داشتن سنجنده استفاده نمود. به آن بالشتک نیز می گویند.

پالت

Pallet

فیلمهایی که نسبت به کا ناحیه مرئی طیف الکترومغناطیس حساس هستند.

تمام رنگ

Panchromatic

جابجایی ظاهری وضیعت یک جسم نسبت به یک نقطه مرجع یا سیستم مختصات، که در اثر حرکت نقطه مشاهده به وجود می آید.

اختلاف منظر

Parallax

سنجنده اسکن کننده غیر فعالی که تصویرهایی از سطح زمین در طول موجهای میکرو موج تولید می کند. به آن اسکنر میکرو موج غیر فعال نیز م گویند.

اسکن کننده میکرو موج غیر فعال

Passive microwave scanner

سیستم سنجش که تابش بازتابیده یا گسیل شده از سطح زمین را آشکارسازی می کند.

سیستم غیر فعال

Passive system

تکرار منظم مقدارها یا تنها در یک تصویر. به آن نقش نیز گفته می شود.

الگو

Pattern

مرکز عکس هوایی. اصطلاح نقطه اصلی رو ببینید.

مرکز عکس

Photo centre

هنر یا علم بدست آوردن انداره های قابل اعتماد با استفاده از عکس

فتوگرامتری

Photogrammetry

عمل بررسی عکسها به منظور شناسائی اشیاء و بیان مفهوم آنها

تفسیر عکس

Photographic interpretation

جزئی از یک تصویر که مفهوم فضائی و طیفی دارد که به آن پیکسل هم می گویند.

جزء تصویری

Pixel

شئ مانند هواپیما یا ماهواره که سنجنده بر آن نصب شده و کار می کند.

سکو

Platform

ماهواره ای که در طی گردش خود به دور زمین یا هر سیاره دیگر از فراز یا از نزدیکی قطبهای شمال و جنوب زمین یا سیاره مورد نظر عبور می کند.

مدار قطبی

Polar orbiting

اصطلاحی مبهم که غالبا به تصحیح تصویر اشاره دارد.

پیش پردازش

Preprocessing

صورتی آماری از متراکم نمودن داده ها

تحلیل مولفه های اصلی

Principal components analysis

مرکز عکس هوایی. اصطلاح مرکز عکس را ببینید.

نقطه اصلی

Principal point

 

Q - R - S - T - U

تعریف و شرح اصطلاح

معنی فارسی

لغت یا اصطلاح

اصطلاحی خاص برای تصاویر خام اولیه که به منظور ارزیابی پوشش فضایی از آن استفاده می شود.

تصویر نظاره سریع

Quick look image

نام اختصاری برای آشکار سازی رادیویی و تعیین گستره که از عبارت انگلیسی آن Radio detection & Ranging گرفته شده است. روش، سیستم یا تکنیکی برای استفاده از باریکه تابش الکترومغناطیس بازتابی و زمانبندی شده در محدوده طول موجهای میکرو موج برای آشکار سازی و تعیین ابعاد اشیاء و تهیه تصویر آنها

رادار

Radar

ناحیه ای تاریک بر روی تصویر راداری که در راستای برد دور یک شئ بر روری عارضه زمینی که جلو راه بازگشت تپه های راداری را می گیرد ایجاد می شود.

سایه رادار

Radar shadow

ماهواره منابع زمینی بدون سرنشین و مدار قطبی کانادا

رادارست

Radarsat

کل انرژی تابیده از واحد سطح به ازای زاویه فضایی اندازه گیری

تابندگی

Radiance

انرژی حمل شده توسط تابش الکترومغناطیس. به آن انرژی تابش نیز می گویند.

انرژی تابشی

Radiant energy

وسیله برای اندازه گیری کمی، شدت تابش الکترومغناطیس در یک باند از طول موجها در

تابشسنج

Radiometer

راستایی که در آن انرژی از یک آنتن تراگسیل می گردد. به آن راستای برد نیز می گویند.

راستای گستره

Range direction

پراکندگی وابسته به طول موج تابش الکترومغناطیسی توسط ذرات موجود در جو که ابعاد آنها کوچکتر از طول موج پراکنده شده است.

پراکندگی ریلی

Rayleigh scattering

اصطلاحی خاص برای گردآوری و نمایش همزمان تصویرهای سنجش از دور

بدون تاخیر

Real time

نسبت انرژی تابشی از یک جسم به انرژی تابشی فرودی بر آن. گاهی به اشتباه جای تابندگی به کار می رود.

بازتابندگی

Reflectance

تابش الکترومغناطیسی که نه جذب می شود و نه تراگسیل.

بازتاب

Reflection

خمش یا انحراف مسیر پرتوهای تابش الکترومغناطیسی هنگام عبور از یک محیط به یک محیط دیگر که ضریب شکست یا ضریب دی الکتریک متفاوتی نسبت به هم دارند که به آن انکسار گفته می شود.

شکست

Refraction

فرایند تنظیم هندسی دو یا چند مجموعه از داده های تصویری نظیر آنچه که سلولهای قابل تفکیک آن برای یک ناحیه زمینی منفرد را می توان بطور رقومی یا بصری بر هم نهی کرد.

ثبت

Registration

پستی و بلندیهای قائم یک سطح

برجستگی

Relief

استفاده از سنجنده های تابش الکترومغناطیسی برای ثبت تصویرهای زیست محیط که می توان آنها را برای بدست آوردن اطلاعات مفید مورد استفاده قرار داد.

سنجش از دور

Remote sensing

تصحیح هندسی به وسیله بازسازی تصویر بر یایه ای جدید، که معمولا یک نقشه است.

نمونه برداری دوباره

Resampling

کوچکترین ناحیه در یک صحنه که به عنوان واحدی از داده ها در نظر گرفته می شود. 

سلول قابل تفکیک

Resolution cell

چرخش هواپیما حوا محور طولی خود

رول

Roll

Signal to Noise ratio

نسبت سیگنال به نوفه

S/N

زیر مجمعه ای از یک جمعیت که برای بدست آوردن اطلاعات مربوط به مشخصه های جمعیت برگزیده شده اند.

نمونه

Sample

آهنگ زمانی، مکانی یا طیفی که با آن اندازه گیریهای کمیتهای فیزیکی انجام میگیرد.

آهنگ نمونه برداری

Sampling rate

Synthetic Aperture Radar

رادار با گشودگی ترکیبی (سار)

SAR

شئ در حال گردش دور یک جرم آسمانی که به آن مر مصنوعی نیز گفته می شود.

ماهواره

Satellite

نسبت فاصله ای روی تصویر یا نقشه به فاصله متناظر آن برروی زمین

مقیاس

Scale

هر وسیله ای که برای تولید تصویر از روش اسکن کردن استفاده نماید به آن اسکنر میگویند.

اسکن کننده

Scanner

1- فرایندی که طی آن ذرات کوچک معاق در محیطی با ضریب شکست متفاوت، بخشی از تابش فرودی را در همه جهتها پخش می کند.

2- فرایندی که طی آن یک سطح نا هموار تابش الکترومغناطیسی فرودی بر آن را دوباره باز می تاباند.

پراکندگی

Scattering

وسیله ای برای ثبت ویژگیهای یک سطح

پراکندگی سنج

Scatterometer

به هر چیزی از نظر فضائی یا زمانی در مقابل یک سنجنده روی می دهد، صحنه گفته می شود.

منظره

Scene

داده های پشتیبان گردآوری شده در دریا و اطلاعات استخراج شده از آنها که بعنوان کمکی در تفسیر تصاویر سنجش از دور از آنها استفاده می شود.

داده های دریایی

Sea data

درجه پاسخگویی یک آشکار ساز به انرژی الکترومغناطیس فرودی بر آن

حساسیت

Sensitivity

هر وسیله ای که تابش الکترومغناطیسی را دریافت، آن را به یک سیگنال تبدیل کرده و به صورتی مناسب برای حصول اطلاعات مربوط به زیست محیط نمایش دهد.

سنجنده

Sensor

سنجنده ای برای سنجش از دور که در هر وضعیت آب و هوایی چه در شب و چه در روز کار می کند و مخصوصا در ثبت ناحیه های وسیعی از عوارض زمینی بسیار موثر است. این سنجنده، یک سنجنده فعال است زیرا انرژی الکترومغناطیسش را خود تولید می کند و آن را برای تهیه تصویری از سطح زمین به سوی آن ارسال و سپس دریافت می کند.

رادار هوایی پهلو نگر

Sideways looking airborne radar

عمقی از سطح زمین که در دامنه آن تابش الکترومغناطیسی تا 37% مقدار آن در سطح زمین کاهش می یابد.

عمق پوسته

Skin depth

گستره همپوشانی جانبی بین تصویرهای حاصل از دور خط پرواز

پوشش جانبی

Sliplap

میانگین کردنمقدارها و تن هادر ناحیه های تصویری مجاور برای ایجاد تغییر حالت های تدریجیتر

هموار کردن

Smoothing

نوعی فیلتر که برای بارزسازی بعضی مشخصه ای مکانی یا فضایی یک تصویر به کار می رود که به آن صافی مکانی نیز می گویند.

فیلتر مکانی

Spatial filter

نوعی تبدیل تصویر که برای بارزسازی بعضی مشخصه های فضائی یک تصویر به کار می رود.

فیلتر کردن مکانی

Spatial filtering

اطلاعاتی که توسط تغییرات مکانی پاسخ طیفی یک منظره حمل می شود.

اطلاعات مکانی

Spatial information

توانایی یک سیستم سنجش از دور، شامل عدسیها، آنتنها، وسیله های نمایش نوردهی، پردازش و عاملهای دیگر، برای ارائه تصویری کاملا واضح که به آن توان تفکیک فضائی نیز گفته می شود.

توان تفکیک مکانی

Spatial resolution

نسبت بین ظرفیت گرمایی یک ماده و ظرفیت گرمایی آب.

گرمای ویژه

Specific heat

بازتابندگی انرژی الکترومغناطیسی در بازه طول موجی خاص.

بازتابندگی طیفی

Spectral reflectance

گستره های طول موجی قراردای که طیف الکترومغناطیس به آنها تقسیم می شود.

منطقه های طیفی

Spectral regions

پاسخ یک سنجنده به طول موج خاصی از تابش الکترومغناطیسی. به آن واکنش طیفی نیز می گویند.

پاسخ طیفی

Spectral response

وسیله ای برای اندازه گیری توزیع طیفی تابش الکترومغناطیس که به آن اسپکترومتر یا بینابسنج نیز می گویند.

طیفسنج

Spectrometer

بازتابندگی انرژی الکترومغناطیسی بدون پراکندگی یا پخشیدگی از سطح که نسبت به طول موجهای انرژی فرودی هموار است.

بازتاب آینه ای

Specular reflection

ماهواره منابع زمینی بدون سرنشین و مدار قطبی فرانسه.

Satellite Probatoire de l' Observation de la Terre

ماهواره آزمایشی مشاهده زمین (اسپات)

SPOT

وسیله اپتیکی دو چشمی برای دیدن تصاویر همپوشان به منظور حصول تاثری ذهنی از سه بعدی بودن

برجسته نما

Stereoscope

ماهواره ای که مدار آن بر صفحه گذرنده از قطبهای زمین یا هر سیاره دیگر، یا گذرنده از نزدیکی قطبهای آنها واقع است و ارتفاع آن چنان است که ماهواره از فراز مکانهایی که عرض جغرافیایی یکسان دارند دو مرتبه در هر روز در وقت خورشیدی محلی یکسان عبور می کند. 

ماهواره خورشید آهنگ

Sun synchronous satellite

فرایندی کامپیوتری که از طریق آن هر جزء تصویری بر طبق قاعده تصمیم خاصی به یک رده نسبت داده می شود.

طبقه بندی نظارت شده

Supervised classification

نواری از عوارض سطح زمین یا اقیانوس که توسط سنجنده ثبت می شود.

خط جاروب

Swath

توانایی دیدن یا اندازه گیری دید همزمان ناحیه های وسیع پراکنده تحت شرایط یکسان.

دید کلی

Synoptic view

دستگاهی برای رقومی نمودن مختصه های جغرافیایی. به آن دیجیتایزر رومیزی نیز می گویند.

رقومی کننده رومیزی

Table digitizer

1- شیئی در عارضه زمینی مورد نظر در تحقیقات سنجش از دور

2- بخشی از سطح زمین که در اثر بازتابش یا گسیل تابشی را که توسط سیستم سنجش از دوری اندازه گیری می شود، تولید می کند.

هدف

Target

اندازه گیری پدیده های فیزیکی نظیر دما، تابش، فاصله و غیره در مکانی دوردست  تراگسیل داده های حاصل برای ثبت به ایستگاهی در فاصله دور یا نزدیک

تله متری

Telemetry

فراوانی تغییر و ترتیب تنها در یک تصویر

بافت

Texture

نقشه ای که برای ترسطم و به تصویر کشیدن موضوعی خاص طرح شده باشد.

نقشه موضوعی

Thematic map

سنجنده اپتیکی نصب شده بر روی ماهواره های لندست-4 و D'

نقشه بردار موضوعی

Thematic Mapper

اصطلاحی عام برای طول موجهای فروسرخ گرمایی که از جو زمین تراگسیل می شوند.

باند گرمائی

Thermal band

توانایی یک ماده برای ذخیه کردن گرما

ظرفیت گرمایی

Thermal capacity

میزانی از پاسخ یک ماده به تغییرات دما. به آن لختی گرمایی نیز می گویند.

اینرسی گرمایی

Thermal inertia

سنجنده اسکن کننده غیر فعالی که تصویرهایی از سطح زمین در طول موجهای میکرو موج تولید می کند. به آن اسکنر میکرو موج غیر فعال نیز می گویند.

اسکن کننده خطی فروسرخ گرمایی

Thermal infrared linescanner

مرزی در فضای طیفی که در ورای آن یک جزء تصویری دارای چنان احتمال ضعیفی از بودن در رده ای معین است که می تواند جزو ان رده محسوب نشود.

آستانه

Threshold

Thermal InfraRed

فروسرخ گرمایی

TIR

Thematic Mapper

نقشه بردار موضوعی

TM

هر سایه خاکستری قابل تمیز از سفید تا سیاه

تن

Tone

نمونه داده هایی که از یک موجودیت معلوم که برای تعیین مرزهای تصمیم به عنوان بخشی از طبقه بندی نظارت شده مورد استفاده قرار می گیرد.

نمونه های تمرینی

Training samples

1- توانایی یک ماده در عبور دادن نور از خود

2- تصویری مثبت یا پوزیتیو بروی شیشه یا فیلم که با عبور دادن نور از آن می توان به تصویر را مشاهده نمود.

نورگذران

Transparency

اصطلاحی برای متمایز ساختن فیلم رنگی معمولی از فیلم فروسرخ نزدیک کاذب رنگ، که دلالت برآن دارد که رنگهای ثبت شده بر روی فیلم در واقع همان رنگهای اولیه منظره مورد نظر هستند. به جای این اصطلاح معمولا ترجیح داده می شود که از اصطلاح فیلم رنگی استفاده شود.

فیلم رنگ واقعی

True color film

United Nation

سازمان ملل

UN

اصطلاحی خاص برای تجهیزات یا تکنیکهایی که استفاده از آنها آسان است.

کاربرپسند

User friendly

Universal Transverse Mercator

سیستم تصویر مرکاتور

UTM

Ultra Violet

فرابنفش

UV


V - W - X - Y - Z

تعریف و شرح اصطلاح

معنی فارسی

لغت یا اصطلاح

Vegetation Index

شاخص پوشش گیاهی

VI

گستره تابشی که چشم انسان نسبت به آن حساس بوده و تقریبا بین طول موجهای 4/0 تا 7/0 میکرو متر واقع است.

طول موجهای مرئی

Visible wavelengths

طول یک موج از تابش الکترومغناطیسی

طول موج

Wavelength

باندی از طیف الکترومغناطیسی که تراگسیلی ماکزیمم و تضعیف مینیمم در محیط خاص را هنگام استفاده از یک سنجنده بخصوص از خود نشان می دهد. به آن دریچه نیز می گویند. 

روزنه

Window

نقطه در کره آسمانی که دقیقا بالای سر ما قرار گرفته و به نقطه مقابل سمت القدم می باشد.

سمت الرآس

Zenith

 

[ ۱۳٩۱/۸/٥ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خلیل غلام نیا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دانشجوی کارشناسی ارشد سنجش از دور و سیستم اطلاعاتی جغرافیایی دانشگاه تبریز ورودی93
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed